قهرمان ميرزا عين السلطنه

مقدمه 7

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

يادداشت چهارم چهارمين مجلّد خاطرات قهرمان ميرزا عين السلطنه ، روزنامهء وقايع و اتفاقات ايران و جهان در روزگار نيابت سلطنت عليرضا خان عضد الملك قاجارست . پس از اينكه محمد على شاه به سفارت روس پناهنده شد و احمد ميرزا طبق قانون اساسى به پادشاهى رسيد چون صغير بود ادارهء امور سلطنت كشور به عضد الملك واگذار شد . عضد الملك از رجال خوشنام و مردمدار و بىآزار بود اما از قدرت تسلط يافتن بر آنچه پيش آمده بود بىبهره بود . مملكت دچار نابه‌سامانى شد و افراد و دسته‌جات متعدد با پشتيبانى روزنامه‌هاى كوچك كه منتشر مىشد راههاى مختلف را پيش گرفتند . مدعيات و توقعات اين‌گونه اشخاص از حد فزون بود . به قول عين السلطنه « هر كس در عهد محمد على ميرزا براى مشروطه آهى كشيده مىخواهد مستشار وزارتخانه باشد ، هر كس سيگارد مجاهدى را روشن كرده مىخواهد رئيس محكمه ، هر كس فرنگستان رفته و عيش كرده حاكم چندين ولايت ، هر كس ساعتى در باغ شاه توقيف شده وزير مملكتى . » ( ص 2890 ) . تمركز و قدرت مملكت پخش شده بود . كميته‌ها و مجاهدها صاحب قدرت شده بودند . مصادرهء اموال موجبات ناآرامى را پيش آورد . گرفتار شدن ظل السلطان در رشت و مجد الدوله در تهران رجال و اعيان و ملاكينى را كه از زمرهء مشروطه طلبها نبودند ترسناك ساخته بود . ( ص 2737 ) . نمونهء ديگر وضع عز الدوله است كه چون سپهدار ( محمد ولى خان نصر الدوله ) فاتح تهران شده بود و ميان آن دو بر سر املاك الموت مناقشات ديرين وجود داشت لا محاله عز الدوله را بر آن داشت كه به سفارت روس پناه ببرد . اين اوضاع و احوال نابسامان كه ناشى از عارضهء داخلى بود پس از چندى به وضع بدترى منتهى شد و دول خارجى يعنى روس و انگليس را به مداخلات بىحد و حصرى واداشت . به قول عين السلطنه « روسها مثل گربه در قزوين نشسته تهران را نگاه مىكردند . » ( ص 2706 ) . يا آنجا كه مىنويسد روس و انگليس از ورود مشير الدوله و صنيع الدوله به كابينه ناراضى بوده‌اند . ( ص 3119 ) . روسها از آذربايجان تا قزوين حكمروايى مىكردند . قنسولهاشان همه‌كاره و اغلب مقتدرتر از حاكمان بودند . در همين قزوين كه چنين بوده است . مشروطه نامى بود كم مسمّى . باز به قول عين السلطنه « بلبشويى » بود ( ص 2858 ) و به تعبير ديگر او « استبدادى بود به اسم مشروطه » ( ص